چه معیارهایی داشته باشید تا بتوانید ازدواج کنید؟

چه معیارهایی داشته باشید تا بتوانید ازدواج کنید؟

چه معیارهایی داشته باشید تا بتوانید ازدواج کنید؟

چه معیارهایی داشته باشید تا بتوانید ازدواج کنید؟

 

اول – سن شما به یک ثبات رسیده باشه و دقیقا بدانید که چه می خواهید که معمولا باید بالای بیست و شش سال باشه .

دوم – جهت و هدف شما از ازدواج کاملا مشخص باشد نه صرفا به این خاطر که وقت ازدواج رسیده و یا به کسی علاقمند شده باشید که فقط جنبه وابستگی برایتان دارد.نکته ای که مهم است اینه که شما یا کسی که میخواهید با او ازدواج کنید جهت هدف و معنی را در زندگی پیدا کرده باشید. شما در راهی باشید. و در این مسیر و راه باید همراهی را پیدا کنید نه اینکه سرگردان و حیران مانده اید و منتظرید کسی بیاید و شما را نجات دهد.

سوم – سلامت فیزیکی و روانی و جنسی بی نهایت مهم است و تا برطرف نشده ازدواج نکنید.

چهارم – باید مطمئن شوید که شما کالای ازدواج هستید یا اصلا به درد ازدواج نمیخورید چون یک عده زن خراب کن مرد خراب کن هستند هر وقت یک زنی یا مرد دستش بدید شش ماه بعد گندیده و فاسد تحویلتون میده.

پنجم – باید مسئول و متعهد باشید تا بتوانید ازدواج کنید.هیچ وقت فکر نکنید شدت عشق یک آدم این است که روی اصول اخلاقی و انسانی اش پا بگذارد. و اما مساله تعهد این است که من با تو قراری را میگذارم که خوب است و پای آن میمانم وقتی که بد است.

ششم – مساله امنیت اعتماد و اطمینان است. شما نمیتوانید وارد ازدواج شوید اگر شما به مرحله امنیت نرسیده باشید به مجرد اینکه همسرتون به طرفی نگاه کرد تمام قلب و وجود شما می ریزد. اگر شما آدم امنی نیستید بذارید راحتتون کنم هرگز هرگز هرگز هیچ کس نمیتواند به شما امنیت دهد. حتی اگر یک آدمی در را ببندد توی خانه بنشیند و تماما قدرت را در اختیار شما بگذارد که شما لحظه به لحظه اورا بدانید که در بیست سال گذشته تکان نخورده و از خانه هم بیرون نیامده. شما روزی که با این آدم صحبت میکنید میتوانید این فکر را بکنید که الان تو ی ذهنش داره راجع به کی فکر میکنه؟ و کارتون تمام است. اگر ادم امنی نیستید مشکلتون را حل کنید و شرط اصلی و اساسی آن این است که قبول کنید در جهان امنیت و قطعیتی در کار نیست و بنابراین همه چیزجنبه نسبی و درصد دارد و با آن راحت باشید.

اگر اطمینان ندارید کارتان تمام است وهمچنان همان آدم شکاک گرفتارید که تمام عمرتان راجع به همه چیز مساله خواهید داشت. بنابراین مساله امنیت و اطمینان و بدون تردید اعتماد و به ویزه اعتماد به نفس مساله اصلی و اساسی است. اگر برایش آمادگی ندارید زندگی زناشویی میتواند برای شما یک جهنم باشد. هر جمله ای هر حرفی هر مهمانی ای هر نگاهی هر خنده ای شما را از پا در بیاورد و هیچ دلیلی ندارد که انسان برای گرفتن چیزی اینچنین کم برای اینگونه آدمها که اسمش ازدواج است یک چنین هزینه سنگینی را بپردازند.

هفتم – مساله مهربانی دوستی و صمیمیت است. کسی میتواند در دنیای امروز ازدواج کند که مهربان است. دوره مهر طلبی و دشمنی گذشته است. در گذشته زندگی زناشویی یک جنگ تمام عیار بوده. اگر آدم مهربانی نیستید در دنیای امروز کسی شما را نمیخواهد. انسان حوصله جنگ با کسی را ندارد . آدم مهر طلب آدمی نیست که در ارتباط با دیگران مهرطلب می ماند اما در ارتباط با همسر خودش در حال جنگ است. در حالی که شما بسیاری از اوقات زن و مردهایی را می بینید که حاضرست سه ساعت حرف مزخرف دیگری را تحمل کند برای اینکه میخواهد نشان بدهد مهربان است و حوصله دارد اما سه دقیقه و سه ثانیه فرصت شنیدن حرف بچه خودش را ندارد.

همراه مهربانی دوستی است و مقصود از آن این است که من می توانم با تو خودم باشم. خود خودم. همینه که هست. و بنابراین راحتم. حتی اول حرف می زنم و بعد راجع به حرفم فکر می کنم و هیچ ناراحت هم نمی شوم و تازه خوشحال هم می شوم که حرف خودم را خودم تصحیح کنم برای اینکه با تو این چنین راحتم نه اینکه

فکر میکنم مواظبم مراقبم و حرفها را اینچنین می زنم. چون در آن صورت چیزی به اسم صمیمیت وجود ندارد. صمیمیت عبارت است از اینکه من نه می خواهم چیزی را ثابت کنم نه رد کنم. نه میخواهم ثابت کنم مهربانم باهوشم خوبم … نمیخواهم چیزی را رد کنم حالت حمایتی ندارم حالت دفاعی ندارم و شما این را در بچه ها می بینید.

خودشون هستند تا بالاخره ما یادشون می دهیم که خودت نباش و تنها چیزی که هستی تو دنیا یک چیزی باش غیر از آنکه خودت هستی و عمق فاجعه تاریخ متاسفانه از آغاز تاریخ تا به امروز متاسفانه چنین بوده.

هشتم – حل مسایل خانوادگی و کودکی است. مسایل کودکیتان را حل کنید. برخی از شما چاه های روانی دارید که در آن میافتید. فقط کافی است یک اتفاق کوچکی بیافتد و شما در یک سرازیری می افتید. برخی از شما مسایل جدی خانوادگی دارید. خشمی که با پدر دارید. مشکلی که با مادر دارید. گرفتاری ای که با خواهر و برادر داشتید. شما به عنوان یک پسر و دختر از دست خواهر و برادرتون بسیار آسیب دیده اید و بنابراین شما با جنس مخالف در حال جنگید. برای اینکه من تمام عمرم اگر با خواهر یا برادرم جنگیده ام فکر میکنم که جنس مخالف یا مقابل یا جنس مطلوب را باید باهاش جنگید .

نهم – تمام کردن روابط گذشته ست روزی که می خواهید با کسی نزدیک و جدی شوید بعد از جلسه چهارم و پنجم بقیه را خاک کنید. آنها مرده اند. بیخودی نگهشان ندارید.

دهم – وقتی آمادگی برای ازدواج دارید که بتوانید یک نفر برای شما نفر اول بشود و شما هم برای او نفر اول باشید. او برای شما تنها و شما هم برای او تنها .او مهمترین و شما هم مهمترین و تمام. این مهمترین و تنها معنایش بهترین برای شماست نه اینکه بهتر از دیگران است. اگر این آمادگی را ندارید گرفتاریست. متاسفانه بسیاری از شما درهنگام ازدواج هم حواستان جای دیگر است.

یازده – شناخت خود و جنس مخالف. بسیاری از ما خودمان را نمی شناسیم که کی هستیم. بسیاری از ما اصلا جنس مخالف را نمی شناسیم. مخصوصا آنهایی که در خانه چهارتا پسر بودید نه می دانید مرد چیست و نه مخصوصا می دانید دختر چیست. آنهایی هم که پنج تا دختر در یک خانه بوده اید از یک طرف نمی دانید دختر چیست برای اینکه نگاهتون یک نگاه محدود است و اصلا هم نمی دانید پسر چیست. بنابراین مساله شناخت و آگاهی ضرورت دارد و این را باید از طریق علمی سیستماتیک انجام داد. شما امروز بسیاری از اوقات با زن مردهایی روبرو می شوید که تصویر و تجسمشان از مرد از ظاهر گرفته تا باطن اصلا حیرت انگیز است

دوازده – در دنیای امروز قرار نیست ازدواج کنید اگر عاشق نمی شوید. عشق اگر نیست ازدواج معنی ندارد. اصلا گوش به این حرف ندهید و گول نخورید که بروید با هم زندگی کنید بعدا عشق پیدا می شود. اصلا چنین چیزی ما نداریم. اسم آن عشق نیست یک اعتیادی می تواند باشد یا گرفتاری دیگر که تازه اگر باشد. بدون عشق هرگز. نیروی اولیه عشق است که اجازه ارتباط را می دهد .

 

 

دکتر محمود نودرگاه فرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *